سفارش تبلیغ
صبا

دانلود رمان مسیر انحرافی

دانلود رمان مسیر انحرافی | Doni.M کاربر نودهشتیا

دانلود رمان مسیر انحرافی | Doni.M کاربر نودهشتیا نام کتاب : مسیر انحرافی

دانلود رمان مسیر انحرافی | Doni.M کاربر نودهشتیا حجم کتاب : 1?93 مگابایت

دانلود رمان مسیر انحرافی | Doni.M کاربر نودهشتیا تعداد صفحات : 189

دانلود رمان مسیر انحرافی | Doni.M کاربر نودهشتیا خلاصه داستان :

دختری که همه برای آینده ش تصمیم می گیرن به جز خودش. اما می خواد تغییر کنه .اون نمی خواد مطابق میل دیگران رفتار کنه و بر خلاف نظر دیگران عمل می کنه .دختر داستان ما مسیری رو انتخاب می کنه که عقلش و قلبش، اونو قبول دارن . دختر قصه ی ما پا به یه مسیر انحرافی می ذاره .مسیری که پایانش برای هیچ کس روشن نیست  اما …

ادامه مطلب...

[ یکشنبه 92/11/6 ] [ 7:2 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من

نام کتاب : هم سایه ی من

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : شایسته بانو  کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : 5?86  مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : 562

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا

 

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com


رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندیهاش بچشه…

[ یکشنبه 92/11/6 ] [ 7:0 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان این قلب از سنگه برای گوشی

رمان این قلب از سنگه برای گوشی

خلاصه داستان رمان این قلب از سنگه :
ترمه دختری جذاب با روحیه شاد است که در میان اطرافیانش فهمیده و متین به نظر می آید و در عین حال طبع خفته ی شوخ و شیطنت آمیزی دارد. روی دوستانش تعصب خاصی دارد و غرورش را در بالاترین ارزش هایش جای داده… طوری که تا پای مسئله ی ارزشمند تری در میان نباشد به هیچ وجه حاضر به خدشه دار شدنش نیست.
اما با گذشت زمان متوجه می شود زندگی اش در مسیری قرار گرفته است که نمی خواست، و خواست که بجنگد. با هرکه و هرچه که کمر بر برملا کردن راز هایش بسته بود! رازی که خودش نیز از آن بی اطلاع بود!!
 
دانلود رمان این قلب از سنگه برای موبایل در ادامه مطلب...

[ جمعه 92/10/13 ] [ 11:40 صبح ] [ مسافر ]

نظر

دانلود رمان دوباره عاشقم کن

 

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا نام کتاب : دوباره عاشقم کن 

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا نویسنده : خانومی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا حجم کتاب : 2?14 مگابایت

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا تعداد صفحات : 209

دانلود رمان دوباره عاشقم کن | خانومی کاربر نودهشتیا خلاصه داستان :

سهیلا زنیست مطلقه که به تازگی از همسرش جدا شده و حسابدار شرکت بزرگ تابان است و به دلیل مشکلی که در زندگی قبلی اش با آن گریبانگیر بوده نمیخواهد به داشتن دوباره عشق در زندگی اش مجالی بدهد ، اما این فرصت به زودی از راه میرسد آن هم به صورت کاملا غیر معمولی !…

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 92/10/4 ] [ 4:45 عصر ] [ مسافر ]

نظر

دانلود رمان همسان من

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا نام کتاب : همسان من

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا نویسنده : فاطمه اشکو  کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا حجم کتاب : 1?73 مگابایت

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا تعداد صفحات : 110

دانلود رمان همسان من | فاطمه اشکو کاربر نودهشتیا خلاصه داستان :

درمورد دختری به نام اِلِناست که بخاطر ورشکستگی پدرش مجبور به ترک شهر و دیار خود میشود و به خونه ی عموش به همراه خانواده ش پناه می بره…
با پا گذاشتن به اون خونه احساسی هم تو دلش پا میذاره و قصد رخت بستن نداره در این راه اتفاقاتی میوفته که……

 

  ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 92/10/4 ] [ 4:44 عصر ] [ مسافر ]

نظر

دانلود رمان ما که شانس نداریم

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا نام کتاب : ما که شانس نداریم

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا نویسنده : خانم طلا کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا حجم کتاب : 2?03 مگابایت

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا تعداد صفحات : 240

دانلود رمان ما که شانس نداریم | خانم طلا کاربر نودهشتیا خلاصه داستان :

دختری به اسم لعیا که به تازگی برای کار به یک فروشگاه شیک و معروفی رفته اوایل ورودش بوده که…. …

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 92/10/4 ] [ 4:43 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان اگرچه اجباربود

 

عنوان کتاب:اگرچه اجباربود

خلاصه ی داستان:


دختری زجر کشیده...بی گناه مجازات میشود و در این مجازات پسری را هم با خود شریک میکند...نمیخواهد..اما برای حفظ آبروی پدرش مجبور میشود..همه چیز اجبار است...!!





ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/10/2 ] [ 8:18 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان انگار گفته بودی لیلی

عنوان کتاب:انگار گفته بودی لیلی

نویسنده:سپیده شاملو

تعداد صفحات:756


ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/10/2 ] [ 8:18 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان اشتباه

عنوان کتاب:اشتباه

نویسنده:goleroz


تعداد صفحات:1502


خلاصه:مادر و پدر ماهان فوت شده اند و پیش ِ مادر بزرگش زندگی میکنه!
سوسن از فرزاد خوشش میاد!!
سر ِ اختلاف ِ خانواده هاشون، از دیدن ِ هم منع میشن ! و قرار میذارن برای ِهم نامه بنویسیند و وقت ِ رفتن به خونه مادر بزرگ زیر ِ درختی چال کنن!

سوسن به فکر اینکه نامه اش به دست ِ فرزاد می افته نامه اش رو چال میکنه..غافل از اینکه..نامه به دست ِ ماهان، که سوسن ازش خوشش نمیاد میرسه و این موضوع سالیان سال ادامه داره....و ماهان چون سوسن رو دوست داره... طی ِ این سالها جرات ِ ابراز ِ این واقعیت رو نداره.....


ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/10/2 ] [ 8:17 عصر ] [ مسافر ]

نظر

رمان الهه شرقی

 


 رمان الهه شرقی اثر رویا خسرونجدی




بخشی از این رمان :


تمام اندامش به شدت می لرزید، حتی با فشار دندانهایش نمی توانست لرزش محسوس لبهایش را مهار کند.
انعکاس کلمه ی ((برگشته)) همچنان در مغزش می پیچید و سرش را به دوران می انداخت. به زحمت بر خود مسلط شد و آرام و لرزان به سوی اتاقش رفت، در را گشود و خود را بر روی تخت انداخت.
چشمهایش را چندین بار باز و بسته کرد. او واقعاً در اتاقش بود. نه خواب بود و نه خیال و جمله ای که شاید بارها در عالم واقع می شنید (( یعنی واقعاً او برگشته بود؟)) هر جند نمی توانست باور کند ولی حقیقت داست. او بالاخره بازگشته بود،اما چرا حالا؟ و آیا این بازگشت آن گونه که پیش از اینها تصورش را می کرد او را خوشحال می نمود؟ مدتها بود که دیگر انتظارش را نمی کشید.


ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/10/2 ] [ 8:16 عصر ] [ مسافر ]

نظر