عاشقانه دوست دارم
امشب برایت می نویسم امروز اولین روزیه که رفتی مسافرت هنوز نرسیدی دلتنگت شدم دوست دارم نفسم
امشب که شبی است ساکت و زیبا
چشمانم را می بندم
لبخند می زنم
لبخند میزنم به شکوه این شب
که به یاد توام باز
و باز ... و همیشه
می اندیشم آیا لحظه ای هست که به یاد تو نباشم
می اندیشم به وقت اندوه
به وقت گریه
به وقت دلتنگی
به وقت خنده
و می بینم
که یادم چه وفادار بوده به یادت
امشب برایت می نویسم
امشب که به اندازه یک سرزمین
بینمان فاصله است
امشب که از روحم به من نزدیکتری
مینویسم که دوستت دارم
آه خدایا
این دوست داشتن را چقدر دوست دارم
[ جمعه 92/11/11 ] [ 11:2 صبح ] [ مسافر ]